سکوت ... سر شار از ... ناگفته هاست!

دلتنگی های آدمی را ... باد  ... ترانه می خواند

رویاهایش را ... آسمان پر ستاره ... نادیده می گیرد

وهر دانه برفی ...به اشکی ... نریخته ... می ماند .

سکوت ...سرشار از ... سخنان ناگفته است .

از حرکات ناکرده... اعتراف ... به عشق های نهان

وشگفتی های بر زبان نیامده

در این سکوت ... حقیقت ما ... نهفته است

حقیقت تو و من .

 

 برای تو و خویش ... چشمانی ...  آرزو می کنم،

که چراغ ها و نشانه ها را ... در ظلماتمان ... ببیند.

گوشی که،

صداها و نشانه ها را ...  در بی هوشی مان ... بشنود.

برای تو و خویش  ... روحی که ... این همه را ... در خود بگیرد و بپذیرد .

 

 و زبانی که ... در صداقت خود  ... ما را از فراموشی خود ... بیرون کشد .

و بگذارد ... از آن چیز ها ... که در بندمان کشیده ... سخن ...بگوییم.

گاه ...  آنکه ما را ...  به حقیقت می رساند  ...خود ... از آن عاری است .

زیرا ... تنها ... حقیقت است ... که رهایی می بخشد .

...

مارگوت بیکل (شاعر آلمانی )

ترجمه احمد شاملو